دوستان خوب و مهربان، ما از تاریخ 90/6/9 رفتیم به آدرس www.kheilisabz.com بیاین او‌نجا

ماجرا‌های آقای پیروز
نویسنده : خیلی سبز - ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧
 

 نظر 2 تا از بچه‌ها که در مورد آقای پیروز و کتاب کنکورت را قورت بده بود رو به دست ایشون رسوندیم. در زیر پاسخ ایشان را می‌‌خوانید:

سامان عزیز!

باور کنید اگر امکان داشت درجا به شما پاسخ داده می‌شد. باید حق بدید که در طول ساعات کاری روزانه، وقتم در اختیار افرادی است که به آن‌ها تعهد دارم مسئولیت های زیادی دارم که باید پاسخگو باشم به همین خاطر به سوالات دیگران می‌توانم به طور محدود در آخر شب خارج از ساعات کار خود پاسخ دهم. اگر قرار باشد هر داوطلبی هر ساعتی از شهرهای مختلف تماس بگیرد و هرکدامشان فقط 3 دقیقه سوالی داشته باشند که معمولا بیش از 5 دقیقه طول میکشد خب من که از اصل کارهای خودم و انجام تعهداتم باز میمانم. همین طوری هم روزی 1 تا 5/1 ساعت به سوالات بچه ها جواب میدهم. حتی کار بسیاری از داوطلبان شهرستانی از جمله همین رتبه‌هایی که در کنکور قبول نشده‌اند از طریق مجلس و ... دنبال کرده‌ام و منتی هم ندارم دیگر انتظار نداشته باشید من 118 باشم!

جهت اطلاع! من فیلم گاو را وقتی شما بدنیا نیامده بودید نگاه کرده بودم!!

دیناز عزیز!

این که شما نمی‌خواهید به کتاب «کنکورت را قورت بده» نگاه کنید اختیار با شما همان طور که خیلی از بچه‌ها دوست ندارند کتاب درسی‌شون رو نگاه کنند.

ولی این که مدعی شده‌اید «کسی حتی به کتاب من نگاه هم نمی‌کند!» بی انصافی است بد نیست بدونید هیچ کتاب مشاوره‌ای تا بحال به چاپ دوم نرسیده ولی همین که کتاب من به پرفروش ترین کتاب مشاوره تبدیل شده و چاپ ششم و تیراژ اون در این مدت کوتاه دو سال و نیم نشون میده که دیگرون به کتابم نگاه میکنند یا خیر!

 

 بدنیست بدونید این کتاب الان به عنوان مرجع توی خیلی از هسته‌های مشاوره تدریس می‌شه! این که ادعا کردید «نظراتم کلیشه‌ای است» کمی غریب است فکر می‌کنم هر کی کتاب های من رو خونده معتقده، کلیشه‌ها رو شکسته کتاب پر از روش های کاربردی و پر از تجربه منحصر به فرد بوده! فکر می‌کنم مشکل اینه که شاید شما اصلا این کتاب‌ها را نخوانده‌اید و از مطالب داخل اون اصلا خبر ندارید ولی گمانه زنی می‌ کنید شاید هم ناراحتی بعضی از مشاوران خاکستری را بیان می‌کنید از این که  کتاب روش‌های کلیشه‌ای و مرسوم خیلی از اون‌ها رو زیر علامت سوال برده!

گفته بودید دایی شما از قول آشنایان زیاد در تهران اظهار کرده‌اند که «هیچ آموزشگاه خوبی با من کار نمی‌کند»

اولاً: این که نظر و شناخت شما راجع به یه آدم متاثر از دایی شماست نه شناخت شخصی خودتون و نظر دایی شما هم متاثر از آدمهای آشنایی؟ است که شما هم اون ها رو نمی‌شناسید مثل ارجاع به مجهول می‌مونه! امان از این دنیای خاله زنکی!!

 

ثانیاً: اما قسمت دوم حرفتون درسته. من از سال 68 به بعد در هیچ آموزشگاهی چه خوب چه بد فعالیت نمی‌کنم" نه بخاطر اینه که از من برای همکاری دعوت نکردند بلکه به خاطر اینکه من کاتولیکم؛ برای خودم اعتقاداتی دارم، گروه خونم بیزنسی نیست و نمیخوام مثل مشاوران تا حد ماموران ثبت نام آموزشگاه‌ها تنزل کنم!

 

گفته بودی «تازه می‌گن!!!؟ فقط نوشتن بلد هستن عمل بلد نیستن»

من رو نمی‌تونید توی‌ آموزشگاه‌ها پیدا کنید فقط توی مدرسه‌ها و آموزش و پرورش می‌تونید ردم رو دنبال کنید همین قدر کافیه بدونید من در سال قبل در یکی از مدارس بوشهر که برای  چند سال رتبه‌ی خوبی نداشته چه غوغایی کردم! کسب هفت هشت تا رتبه‌ی زیر 700 و رتبه دو رقمی کافیه برای اینکه بفهمید کار بلد هستم یا خیر! به هرحال نتایج کارم را با مراجعه به مدارس و آموزش و پرورش میتونید بیشتر دنبال کنید!

و در آخر خوشحالم که تایید کرده‌اید «حداقل ایشون نوشتن بلد هستن»

اما بد نیست در آخر درد دلی کنم . ما آدم‌ها چرا اینجوری هستیم؟ وقتی مندلیف جدول تناوبی را بیرون داد یا پاستور نظریه خلق الساعه را رد کرد همه ی دانشمندان ریختند سرشون که اون‌ها را انکار کنند. وقتی نتونستند انکار کنند گفتند «نوشته اینها خیلی خوبه ولی خودشون...»

ما را چه می‌شود؟

                                                هر جا هستید موفق باشید و حقیقت جو.